مهدکودک و پیش دبستانی مونا

دارای مجوز رسمی از سازمان بهزیستی
 
روانشناسی - مامانی من خودم را لوس کردم - قسمت دوم
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

 والدینی‌ محبت‌ کننده‌ و در عین‌ حال‌ قاطع‌ باشیم‌

وقتی‌ صحبت‌ از قاطع ‌بودن‌ به‌ میان‌ می ‌آید، برخی‌ از والدین‌ تصور می‌کنند که‌ جدی‌ و قاطع‌ بودن‌ به‌ این‌ معناست‌ که‌ مثلاً پرخاشگر هم‌ باشیم‌ و یا این‌ که‌ چنانچه‌ فرزندمان‌ از ما پیروی‌ نکرد، با زور و خشونت‌ مواردی‌ را به‌ او تحمیل‌ کنیم. حال‌ آن‌ که‌ در مقوله‌ های‌ تربیتی، قاطع‌ و جدی‌ بودن‌ به‌ این‌ معناست‌ که‌ از اصولی‌ پیروی‌ کنیم‌ و قوانینی‌ برای‌ فرزندانمان‌ داشته‌ باشیم، به‌ علاوه، اصرار به‌ اجرای‌ آن‌ قوانین‌ در خانواده‌ وجود داشته‌ باشد. ثبات‌ خُلق‌ و ثبات‌ اندیشه‌ و رفتار در والدین‌ ضروری‌ است. چنانچه‌ اصول‌ تربیتی‌ خود را تغییر دهیم‌ و به‌ گفته‌ های‌ خود چندان‌ اعتقادی‌ نداشته‌ باشیم، فرزندان‌ به‌ اصول‌ و قوانین‌ خانواده‌ پایبند نخواهند شد. پس‌ جدی‌ و قاطع‌ بودن‌ به‌ معنای‌ آن‌ است‌ که‌ در اجرای‌ اصول‌ و قوانین‌ خانواده‌ باری‌ به‌ هر جهت‌ رفتار نکنیم.

 همه‌ چیز به‌ موقع‌ و در زمان‌ خود بایستی‌ انجام‌ پذیرد

یادآوری‌ نکات‌ تربیتی‌ و قوانین‌ مورد نظر به‌ کودک‌ بایستی‌ در منزل‌ و به‌ طور خصوصی‌ صورت‌ گیرد. کودکان‌ برای‌ قضاوت‌ دیگران‌ راجع‌ به‌ خودشان‌ اهمیت‌ فراوانی‌ قائلند و چنانچه‌ در حضور دیگران‌ مورد توبیخ‌ قرار گیرند رنجیده‌ خاطر می‌ شوند و در پاره‌ای‌ موارد رفتارهای‌ تلافی ‌جویانه‌ از آنها سر خواهد زد. می‌ توانیم‌ به‌ جای‌ ناامیدکردن‌ مکرر و پی‌ در پی‌ کودکان، آنها را به‌ داشتن‌ رفتارها و اندیشه ‌های‌ خوب‌ و مثبت‌ تشویق‌ کنیم. به‌ علاوه، لازم‌ است‌ از شتابزدگی‌ بپرهیزیم. در واقع‌ بایستی‌ به‌ مراحل رشد کودک دقت‌ داشته‌ باشیم؛ و به‌ این‌ نکته‌ مهم‌ توجه‌ کنیم‌ که‌ آیا کودک‌ برای‌ انتظاری‌ که‌ از او داریم‌ آمادگی‌ لازم‌ را دارد؛ یا خواسته‌ و انتظار ما بالاتر از سن‌ و توان‌ اوست؟ پختگی‌ سیستم‌ عصبی‌- مرکزی‌ بایستی‌ انجام‌ شود تا کودکی‌ قادر باشد صحبت‌ کند، حرکت‌ کند، راه‌ برود، معنای‌ بسیاری‌ از مطالب‌ را درک‌ کند و خود قادر به‌ انجام‌ عمل‌ باشد. پس‌ انتظار پیش‌ از موقع‌ و در واقع‌ انتظارات‌ زودرس‌ از کودکان‌ باعث‌ فشارها و استرس‌های‌ روحی‌ برای‌ آنان‌ می‌ شود.  

معمولاً کودکان‌ لوس، والدین‌ تسلیم‌ شونده‌ دارند. آنها در مقابل‌ خواسته‌ های‌ کودک‌ فوراً تسلیم‌ می‌شوند و هر آن‌ چه‌ که‌ او طلب‌ کند، برایش‌ فراهم‌ می‌کنند.

می‌آموزند

فرصت‌هایی‌ که‌ به‌ کودکان‌ داده‌ می ‌شود تا در جمع‌ همسالان‌ خود قرار بگیرند باعث‌ می ‌شود که‌ ضمن‌ بازی، با هم‌ ارتباط‌ برقرار کنند و بسیاری‌ رفتارهای‌ اجتماعی‌ را از یکدیگر بیاموزند. همکاری، تعاون، اشتراک‌ و نظایر آن‌ از مفاهیمی‌ است‌ که‌ می‌توان‌ با قرار دادن‌ کودکان‌ در گروه‌ همسن‌ به‌ آنها آموخت.

 نتیجه‌ گیری‌

رفتارهایی‌ که‌ از کودکان‌ سر می ‌زند و در واقع‌ سبک‌ زندگی‌ آنان‌ را نشان‌ می ‌دهد، آموختنی‌ و اکتسابی‌ است. بنابراین‌  روش‌هایی‌ که‌ والدین‌ در قبال‌ فرزندان‌ اعمال‌ می‌کنند، از جمله‌ روش‌های‌ تشویقی‌ و تنبیهی، قوانین‌ و مقررات‌ در خانواده، نحوه‌ اجرای‌ قوانین‌ خانواده، انعطاف‌ داشتن، سختگیر، قاطع‌ و یا تسلیم‌ شونده‌ بودن‌ در ساخت‌ فکری‌ کودکان‌ و رفتارهای‌ آنان‌ بسیار مؤثر است.

 

نویسنده: دکتر سیما فردوسی

منبع: سایت همدردی


 
روانشناسی - مامانی خودمو لوس کردم - قسمت اول
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ مهر ۱۳٩٠ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

مامانی خودمو لوس کردم

 کودکان‌ موجودات‌ در حال‌ رشدی‌ هستند و براساس‌ این‌ که‌ در سال‌های‌ اولیه‌ زندگی‌ چگونه‌ تربیت‌ شوند و آموزش‌ ببینند، سبک‌ خاص‌ رفتاری‌ پیدا می‌ کنند. این‌ سبک‌ رفتاری‌ الگویی‌ تقریباً ثابت‌ و دائمی‌ برای‌ آنها به‌ وجود می‌آورد، و تعیین‌ کنندهِ نحوه‌ ارتباطات‌ و برخوردهای‌ آنان‌ نیز می ‌باشد. هر خانواده‌ در ارتباط‌ با فرزندان‌ شیوه‌ خاص‌ خود را دارد؛ و این‌ نحوه‌ برخورد، در تلاقی‌ با ساختار ژنتیکی‌ هر فرد، باعث‌ می‌ شود که‌ شخصیت‌هایی‌ بسیار متفاوت‌ و متمایز شکل‌ بگیرند.

 رشد اجتماعی‌ کودکان‌ یکی‌ از حیطه‌ های‌ رشدی‌ است‌ که‌ دقیقاً به‌ ما نشان‌ می ‌دهد آیا فرزند مطابق‌ با سن‌ تقویمی‌ یا شناسنامه ‌ای‌ خود رفتار می ‌کند یا خیر؟ و اگر مطابق‌ با سن‌ شناسنامه‌ ای‌ رفتار نمی‌ کند چه‌ دلایلی‌ برای‌ این‌ مسئله‌ وجود دارد و رفتارهای‌ او چگونه‌ شکل‌ گرفته‌ است؟ یکیاز سبک‌های‌ غلط‌ رفتاری‌ کودکان، ناتوانی‌ در ایجاد و برقراری‌ رابطه‌ سالم‌ با همسالان‌ است؛ یعنی‌ کودکانی‌ وجود دارند که‌ راه‌های‌ برقراری‌ ارتباط‌ سالم‌ را نمی‌ دانند. این‌ گروه‌ از کودکان‌ بعضاً تحت‌ عنوان‌ «کودکان‌ لوس» نامگذاری‌ می‌شوند. آن‌ چه‌ در این‌ نوشتار مورد بحث‌ قرار می ‌گیرد عوامل‌ مؤثر در شکل‌ گیری‌ این‌ گونه‌ رفتارهاست.

 چرا کودکان‌ لوس‌ می ‌شوند؟

یکی‌ از دلایل‌ لوس‌ شدن‌ کودکان‌ روش ‌های‌ غیرقابل‌ قبول‌ والدین‌ به‌ لحاظ‌ تربیتی‌ است؛ والدین‌ محبت‌ کنندهِ افراطی‌ که‌ معیارهای‌ تربیتی‌ و روش‌های‌ یادگیری‌ را در نظر نمی‌ گیرند و صرفاً با محبت‌های‌ بی‌ حد و حساب‌ مانع‌ اجتماعی ‌شدن‌ رفتارهای‌ کودکان‌ می‌ شوند.

چنین‌ کودکانی‌ معنای‌ صبر و تحمل‌ را در زندگی‌ نمی‌آموزند و انسان‌هایی‌ عجول‌ و شخصیت‌هایی‌ متزلزل‌ بار خواهند آمد.

 نقش‌ تشویق‌ و تنبیه‌ در تربیت‌ کودک‌

تشویق‌ و تنبیه‌ دو روش‌ متفاوت‌ تربیتی‌ هستند و بایستی‌ ویژگی‌هایی‌ داشته‌ باشند تا مؤثر واقع‌ شوند. این‌ دو روش‌ چنانچه‌ به‌ موقع‌ و با اصول‌ درست‌ اعمال‌ گردند، می ‌توانند از لوس‌ شدن‌ کودکان‌ جلوگیری‌ کنند. در خانواده‌ای‌ که‌ کودک‌ لوس‌ پرورش‌ داده‌ می‌شود، اثری‌ از روش‌های‌ تنبیهی‌ مناسب‌ دیده‌ نمی ‌شود. یعنی‌ چنانچه‌ کودک‌کار اشتباهی‌ مرتکب‌ شود یا این‌ که‌ بخواهد تعیین ‌کننده‌ باشد و به‌ والدین‌ خود دستور دهد یا این‌ که‌ با داد و فریاد و عصبانیت‌ حرف‌ خود را به‌ کرسی‌ بنشاند، در این‌ خانواده‌ هیچ‌ گونه‌ روش‌ مناسبی‌ برای‌ جلوگیری‌ از این‌ رفتارها و جهت ‌دهی‌ به‌ آنها وجود ندارد. این‌ نوع‌ خانواده‌ها از لحاظ‌ روان شناسی به‌ خانواده‌های‌ محبت‌ کنندهِ افراطیِ و یا آزاد گذارنده‌ معروف اند؛ خانواده‌هایی‌ که بی ‌نهایت‌ توجه، محبت‌ و محافظت‌ در مورد فرزندان‌ خود دارند و در عین‌ حال‌ آنها را برای‌ انجام‌ هرگونه‌ عملی‌ آزاد می ‌گذارند.

این‌ مسئله‌ بسیار اهمیت‌ دارد که‌ میزان‌ مقاومت، ایستادگی‌ و انعطاف‌ خود را در برابر فرزندانمان‌ مورد بررسی‌ قرار دهیم. بعضی‌ از والدین‌ پس‌ از مقاومتی‌ کوتاه‌ در مقابل‌ تقاضاهای‌ فرزند، تسلیم‌ می‌ شوند و خواسته‌ های‌ کودک‌ را به‌ همان‌ شکلی‌ که‌ او می‌ خواهد برآورده‌ می‌ کنند. محبت‌ در حد متعادل، توجه‌ به‌ نیازها و برآوردن‌ آن‌ها در حد معقول‌ و داشتن‌ روش‌ های‌ مناسب‌ و علمی‌ برای‌ تشویق‌ و تنبیه‌ کودکان‌ از جمله‌ مواردی‌ است‌ که‌ بایستی‌ در خانواده‌ وجود داشته‌ باشد.


 
روانشناسی - اسباب بازی های مدرن
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

اثرات منفی بازی های رایانه ای

آسیب های جسمانی

* چشمان فرد به دلیل خیره شدن مداوم به صفحه نمایش رایانه به شدت تحت فشار نور قرار می گیرد و دچار عوارض می گردد.

*مشاهدات نشان داده است که نوجوانان چنان غرق بازی می شوند که توجه نمی کنند تا چه حد از لحاظ بینایی و ذهنی بر خود فشار می آورند.

*به دلیل این که کودک در یک وضعیت ثابت تا ساعت ها می نشیند، ستون فقرات و استخوان بندی او دچار مشکل می شود و فرد، مبتلا به آرتروز می‌شود.  همچنین احساس سوزش و سفت شدن گردن، کتف ها و مچ دست از دیگر عوارض کار نسبتاً ثابت و طولانی مدت با رایانه است.

* پوست فرد در معرض مداوم اشعه هایی قرار می گیرد که از صفحه رایانه پخش می شود.

*ایجاد تهوع و سرگیجه خصوصاً در کودکان و نوجوانانی که زمینه صرع دارند، از دیگر عوارض بازی های رایانه ای است.

*هیجان همیشگی هنگام بازی، بر روی ارگانیسم فرد تأثیر گذاشته وپی‌آمدهای منفی بردستگاه گردش خون و گوارش می‌گذارد، هم‌چنین این هیجان های  دروغین، سلامت روانی کودک را به خطر می‌اندازد.

به نظر برخی از متخصصان اعصاب و روان، بازی های پرهیجان رایانه ای که طی آن، صفحه نمایش‌گر رایانه، از فلاش‌ها و شعا‌ع های  خیره کننده نوری پوشیده می‌شود، سبب بروز هیجانهای شدید عصبی در نوجوانانی می‌شود که از نظر عصبی ضعیف هستند و برای  ابتلا به صرع، آمادگی دارند.

*وسیله کمک آموزشی برای معلولین و پر کردن اوقات فراغت آنان است.

 

 آسیب های روانی- تربیتی

 

تقویت حس پرخاشگری

مهمترین مشخصه بازی های رایانه ای حالت جنگی اکثر آنهاست و این که فرد باید برای رسیدن به مرحله بعدی بازی با نیروهای به اصطلاح دشمن بجنگد، استمرار چنین بازی هایی کودک را پرخاشگر و ستیزه جو بار می آورد.

"خشونت" مهمترین محرکه ای است که در طراحی جدیدترین و جذاب ترین بازی های کامپیوتری به حد افراط از آن استفاده می شود، برخی از چهره های معروف هالیوود که در فرهنگ ما انسان های ضد ارزش و غیراخلاقی هستند، در این بازی ها به صورت قهرمان های شکست ناپذیر جلوه نمایی می کنند.

انزوا طلبی

کودکانی که به طور مداوم با این بازی ها درگیرند درون گرا می شوند. در جامعه، منزوی و در برقراری ارتباط اجتماعی با دیگران ناتوان می گردند. روحیه انزواطلبی باعث می شود که کودک از گروه همسالان جدا شود که این خود سرآغازی برای بروز ناهنجاری های دیگر است.مادری می گوید: فرزندم به بازی های رایانه ای معتاد شده است. او هر روز خود را به صفحه تلویزیون می رساند و از دنیای بیرون به کلی بی خبر است، حتی متوجه رفت و آمد میهمانان نمی شود و همیشه بعد از دست کشیدن از این برنامه با سردرد و کسالت مواجه می شود.

تنبل شدن ذهن

در این بازی ها به دلیل این که کودک و نوجوان با ساختنی ها و برنامه های دیگران به بازی می پردازد و کمتر قدرت دخل و تصرف در آنها پیدا می کند اعتماد به نفس او در برابر ساختنی ها و پیشرفت دیگران متزلزل می شود.

تصور بیشتر خانواده ها این است که در بازی های رایانه ای فرد در بازی مداخله فکری مداوم دارد. اما این مداخله، فکری نیست بلکه این بازی ها سلول های مغزی را گول می زنند و از نظر حرکتی نیز فقط چند انگشت کودک را حرکت می دهند. ما هر چه در این مسیر حرکت کنیم و بازی ها را گسترش دهیم، انسان هایی را تحویل جامعه خواهیم داد که سرخورده، افسرده، غیرمتحرک و غیرسازنده هستند و خود اتکایی آنها بسیار کم خواهد بود و ابتکار عمل نخواهند داشت، در حالی که برای جامعه، نیاز به انسان هایی خلاق، مبتکر و متفکر داریم.

 

تاثیر منفی در روابط خانوادگی

با توجه به این که زندگی در کشور ما نیز به طرف ماشینی شدن پیش می رود و در بعضی خانواده ها زن و مرد شاغل هستند و یا بعضی از مردان بیش از یک شغل دارند، خود به خود روابط عاطفی و در کنار هم بودن خانواده کمتر شده و عده زیادی از این وضع و وجود تلویزیون به عنوان جعبه جادویی که باعث سرد شدن روابط خانوادگی شده ناراضی هستند و حالا نیز جعبه جادویی دیگری یا جاذبه سحرآمیزتری به نام رایانه اضافه بر این وضعیت شده و مشکلات را دو چندان کرده است.

افت تحصیلی

 

به دلیل جاذبه مسحور کننده ای که این بازی ها دارد، بچه ها وقت و انرژی زیادی را صرف بازی با آن می کنند، حتی بعضی از کودکان صبح، زودتر از وقت معمول بیدار می شوند تا قبل از مدرسه کمی بازی می کنند و وقت های تلف شده را هم بدین صورت جبران کنند. یکی از والدین اظهار می دارد که در سال گذشته پسرم بهترین نمرات را داشته اما از وقتی که رایانه برایش خریده ایم روزی 2 الی 3 ساعت وقت خود را صرف بازی می کند و از لحاظ تحصیلی افت پیدا کرده است.

 

افت اخلاقی

اشاعه فرهنگ برهنگی و ترویج ضد اخلاقی ، از آفت های دیگر بازی های رایانه ای است. نبردهای تن به تن دختران نیمه‌عریان، رقص و موسیقی غربی و ... در این گونه بازی ‌ها تبلیغ شده است و متأسفانه بی‌هیچ‌گو نه دشواری، در فر وشگاه‌ها به معرض فروش گذاشته می‌شود.

برخی از برنامه های  رایانه ای ، با بازی های ساده آغاز شروع شده و به تصاویر مستهجن ختم می‌شوند؛ در برخی از این بازی ‌ها، جایزه  پیروزی، ظاهر شدن عکس‌ های مستهجن بر روی صفحه رایانه  شماست.

بی‌تردید در ساخت و تولید این بازی ها، دست سازمان های جاسوسی سیا، موساد و... در کار است و می‌خواهند ذهن و روان کودکان ما را مسموم کنند.

زمینه‌ساز از خود بیگانگی

دنیای مجازی ولی نزدیک به واقعیتی که در بازی های رایانه ای به تصویر کشیده می‌شود، آن‌قدر مسحور کننده و جذاب است که مخاطب کودک و نوجوان در معرض تأثیر تمام باورهایی قرار می‌گیرد که از سوی طراحان این بازی ها به او القا می‌شود.

فرد، دچار از خودبیگانگی شده و مانند آن‌ها می‌اندیشد. برای نوجوانی که در حال بازی است فرقی نمی‌کند که دشمن کیست؛ دشمن همان است که بازی می‌گوید. در میان انبوه بازی های رایانه ای که اکنون به آسانی در دسترس کودکان قرار می‌گیرند، بازی هایی وجود دارند که در آن مسایل اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور های مسلمان بویژه ایران، مورد گستاخی قرار می‌گیرد.

متأسفانه این‌گونه بازی ‌ها، بی‌هیچ کنترل و نظارتی از سوی مراجع ذی‌صلاح، به آسانی در دسترس فرزندانمان قرار می‌گیرد و حقیقت‌ها و واقعیت‌ های موجود را به آسانی وارونه جلوه می‌دهند.


 
روانشناسی - اسباب‌ بازی مدرن
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

این پدیده جدید دانش بشری که تقریباً در همه شیون زندگی انسان راه یافته است، همچون دیگر ساخته های دست بشر دو رو دارد که یک روی آن استفاده صحیح در کارها و کمک به رشد و سعادت بشر است و روی دیگر آن استفاده غلط است که معمولاً جز در موارد علمی و شغلی از آن استفاده می شود.

بازی های رایانه ای بیشتر از همه، کودکان و نوجوانان را شیفته خود می کند. پیشرفت کیفیتی این بازی ها به فاصله کوتاهی در ایران رواج یافته و بازار اسباب بازی و لوازم صوتی- تصویری را به تسخیر خود درآورده است.

این بازی ها که دارای تصاویر دو بعدی، موسیقی و... است، تا 50 درصد با تصاویر واقعی انطباق دارد. چیزی که اخیراً بر تعداد طرفداران این بازی ها افزوده، قیمت مناسب آنها برای مصرف کننده است. علاوه بر این چون کودک و نوجوان خود اجرا کننده و در بطن بازی است و همراه با سایر شخصیت های بازی درگیر ماجراهایی می شود که طراح آن برای او تدارک دیده است، این نوع بازی، برایش بسیار جذاب است.

این بازی ها با استفاده از تصاویر پرتحرک و صداهای مهیج، دنیایی از هیجان را برای کودکان که شیفته جنب و جوش هستند، ارزانی می دارد و همین جذبه، روح و جسم آنان را مطیع خود ساخته و به عالمی از تخیلات می برد. تا جایی که کودک، خود را محور و قهرمان اصلی ماجرا می پندارد.

 

 اثرات مثبت بازی های رایانه ای

 

* یادگیری را آسان و توجه کودکان را جلب می کند.

 * با رایانه هر چند بار که بخواهند، می توانند موضوعی را ببینند و مرور کنند.

* برنامه های بسیار متنوعی وجود دارند که به کودکان امکان می دهد تا نقاشی ها یا داستان هایی را خلق کنند و یا بازی های در بازار موجود است که کودکان را به تاریخ یا جغرافیا علاقه مند می کند.

برنامه های آموزشی به کودکان کمک می کند تا مهارت هایی را تمرین کنند.

*کودک بدون کثیف کردن لباس ها و اطراف می تواند به راحتی نقاشی بکشد و رنگ ها را عوض کند. مثلاً اگر از رنگ سبز نقاشی اش خوشش نیامد به رایانه می گوید رنگ قرمز را انتخاب کن، رنگ قرمز رضایت او را فراهم نکرد، رنگ آبی و...

* بیش‌تر برنامه های رایانه ای در وقت وهزینه، صرفه‌جویی های  بسیاری به همراه دارند.

مفاهیم و مبانی ریاضیات را با کمک شکل های مختلف و ساده به کودک آموزش می دهد.

به عقیده بعضی از پزشکان، بازی های رایانه ای به کودکان کمک می کند که به داروهای مسکن کمتر احتیاج پیدا کنند.

*بازی های رایانه ای بچه ها را وارد دنیایی می کند که کنترلش در دست آنهاست و به همین دلیل آنها از این بازی لذت می برند.

* باعث هماهنگی چشم و دست و پرورش عضلات ظریف کودک می شود.


 
روانشناسی - نقش بازی در کودکان
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

بازی در نگاه متخصصان علوم انسانی بازی نیست؛ فرایندی است که در اعتلای هوش، دانایی و شخصیت کودک نقش قطعی دارد.مدتهاست که نقش مهم بازی در کار آموزش کودکان مورد توجه قرار گرفته و به اهمیت آن در رشد، پیشرفت و یادگیری کودکان توجه شده است به اعتقاد کارشناسان بازی فرصت گرانبهایی برای یادگیری فراهم می سازد. کودکان از بازی برای افزایش علم و اطلاع خود استفاده می کنند. بازی در حقیقت روی تمام جنبه های یادگیری کودک تاثیر مثبت می گذارد، برهوش و فراست کودک می افزاید: مهارتهای اجتماعی را در اختیار او قرار میدهد و به جنبه های احساسی، جسمانی و کلامی او اضافه می کند. بازی در عین حال زمینه جدیت، اهتمام، تصمیم گیری، حل مسایل، همکاری و ابتکار در کودک را افزایش می دهد. بازی کار نیست، حقیقی، جدی، مولد و چیزی از این دست نیست ولی  کار می تواند توام با بازی شادی بخش شود. بازیگران دنیایی خلق می کنند که از آنچه ما زندگی می پنداریم حقیقی تر و جدی تر است. بازی به کودکان فرصت شناخت دنیای پیرامون را می دهد و زمینه ای فراهم می کند تا کودکان نقطه نظرها و احساسات خود را بیان نمایند. همبازی شدن با کودک به جای راهنمایی او هنگام بازی بر طول مدت بازی او می افزاید و کودک از بازی لذت بیشتری می برد. به طور کلی بازی در رشد و تعالی کودکان اثر بسزایی دارد مقدمه بازی درمانی یکی از روشهای مؤثر در درمان مشکلات رفتاری و روانی کودکان است. بطور کلی بازی نقش مؤثری در رشد کودک دارد و در خلال بازی می‌توان به بسیاری از ویژگیها ، مسائل و رشد کودک پی برد. بازیهای کودکان مختلف و نوع ویژگیهایی که از خود ظاهر می‌سازند تفاوتهایی با یکدیگر دارند. هر چند نوع بازیها در گروههای سنی و بچه‌های گروه سنی مشترکاتی دارد، اما نوع شرکت کودک در بازی اهمیت ویژه دارد. بازی درمانگر در واقع از موقعیت بازی برای ایجاد ارتباط با کودک استفاده می‌کند و تلاش می‌کند به تخلیه هیجانی او و حل و فصل مشکلات او در زندگی عادی‌اش بپردازد.


 
روانشناسی - نقش بازی - قسمت سوم
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

تـــوصیه هایـــی بــــرای والــــدیــــن در مورد بازی کودکان:

۱- به بازی کـــودکان اهمیت دهیم، زیرا زندگی آنها در بازی، شکل واقعی به خود می گیرد.

۲- تلاش کنیم تا بازیهای کودکان متناسب با فرهنگ و ارزشهای خانواده باشد.

۳- با دقت در تفکرات خلاق و پویایی کودکان در حال بازی می توانیم با چگونگی شخصیت آنها بیشتر آشنا شویم.

۴- در بازی کودکان دخالت نکنیم اما راهنما و کمک کننده خوبی باشیم.

۵- با همبازی شدن با کودکان راه دوستی ها را باز کنیم و راه پنهان کاری های دوره نوجوانی را ببندیم.

۶- کاری کنیم که بازی به صورت تجربه ای لذت بخش در ذهن کودک باقی بماند.

۷- بـــرای متوقف کردن بازی از امـــر و نهی استفاده نکنیم.

۸- با توجه به روحیه ی کنجکاو کودک، به گونه ای او را راهنمایی کنیم که به تفکر مثبت و اندیشه خلاق و سازنده دست یابد.

  ۹- مراقب باشیم که محیط بازی موجب آسیب جسمی، فکری و یا روانی نشود.

 ۱۰- در انتخاب نوع بازی، به سن ، جنس و توانایی های فرزندمان توجه کنیم.

۱۱- نوع و مدت زمان بازی فرزندمان را طوری کنترل کنیم که از فشارهای هیجانی و روحی بیش از حد دور باشد( به ویژه بازی های رایانه ای).

۱۲- بـــرای انتخاب الگوهای صحیح، زمینه مناسبی را برای بازی های تقلیدی کـــودکانمان فراهم نماییم.

۱۳- از محدود کـــردن کـــودک در هنگام بازی بپــرهیـــزیم.

۱۴- وسایل بازی را مناسب سن و رشد جسمی و ذهنی کودک تهیه کنیم

۱۵- آداب اجتماعی و چگونگی رفتار با دیگران را ضمن همبازی شدن با کودکان می توانیم به صورت غیرمستقیم به آنها بیاموزیم.

۱۶- به مطالب و نحوه ی بیان کودکان در بازی به خوبی توجه کنیم، زیرا احساسات و مشکلات زندگی واقعی آنها در بازی منعکس می شود.

۱۷- برای انتخاب همبازی های خوب، فرزندمان را غیر مستقیم راهنمایی کنیم، زیرا رفتارهای یک همبازی خود تأثیر بسیار مثبتی در آینده ی او خواهد داشت.

۱۸- اگر در حضور فرزندمان با وسایل موجود در خانه برای او اسباب بازی (ماشین ، عروسک و ...) بسازیم، ارتباط عاطفی میان ما و کودکانمان تقویت خواهد شد.

۱۹- برای تقویت حس همکاری و مسؤولیت پذیری فرزندمان با او توافق کنیم که پس از بازی، اسباب بازی های خود را جمع کرده و سرجایش بگذارد و گرنه دفعه بعد اجازه استفاده از آنها را نخواهد داشت.

۲۰- از فرزندمان بخواهیم که اجازه دهد تا همبازی هایش از اسباب بازی های او استفاده کنند، زیرا این کار موجب تقویت حس نوع دوستی و تسهیل در ارتباط با دیگران می شود.

۲۱- اسباب بازی گران قیمت ممکن است وسیله بازی مفیدی نباشد. هنگام خرید توجه داشته باشیم که اسباب بازی باید بتواند قدرت خلاقیت و سازندگی فرزندمان را رشد دهد. وسایل بازی جورکردنی، پازل ها، خمیربازی، گل رس و .... اسباب بازی های مناسبی به شمار می روند.

۲۲- اگر کودکان در هنگام بازی با هم اختلاف پیدا کردند اجازه بدهیم خودشان مشکل را حل کنند. در صورتی که اختلاف تشدید شود فقط آنها را از هم جدا کنیم و هرگز از یکی از طرفین ، جانبداری نکیم.

۲۳- در محیط های بازی گروهی مثل زمین بازی کودکان در پارک ها، اجازه دهیم بچه ها با هم دوست شوند و بازی کنند، از وارد شدن به محیط بازی کودکان بپرهیزیم.

۲۴- از همبازی شدن کودکان با افراد بزرگتر از خود به ویژه «نوجوانان و جوانان» اکیداً جلوگیری کنیم.

۲۵- کودکان همواره نیازمند بازی هستند، پس اسباب بازی های مناسب هر مکان را همراه خود داشته باشیم.

۲۶- کودکان باید به مجموعه ای از بازی های جسمی، اجتماعی، عاطفی و ذهنی بپردازند. هنگامی که فقط یکی از بازی ها را انجام می دهند(مثلاً بازی های رایانه ای) از رشد اجتماعی، جسمی و عاطفی محروم شده و احتمال بروز عصبانیت و پرخاشگری در آنها افزایش می یابد. آخــــر اینکـــه : « بــازی دنیای کــــودکان است، با دنیـــای کــــودکان بازی نکنید. »

برگرفته از سایت تبیان

توسط : سید محمد موسوی گوکی


 
روانشناسی - نقش بازی - قسمت دوم
ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

عواملی که در انتخاب نوع بازی کودکان دخالت دارند عبارتند از :


تفاوتهای فردی، میزان سلامتی، سطح رشد جسمی و حرکتی، بهره هوشی، جنسیت، خلاقیت، فرهنگ خانواده و موقعیت جغرافیایی بر همین اساس بازی به انواع گوناگون تقسیم می شود:
 

۱- بـــازی های جسمــــی : از قدیمی ترین نوع بازیهاست، به ابزار مخصوص نیازمند است ، هم به صورت انفرادی و هم به صورت گروهی انجام می شود، برای مصرف انرژی اضافی بدن و نجات یافتن از خستگی و کسالت بسیار مفید است و رفتارهای ناآرام و پرخاشگری توأم با عصبانیت کودک را کاهش می دهد.


۲- بــــازی های تقلیــــــدی : کودک به تقلید نقش هایی می پردازد که آنها را باور کرده است. معمولاً بهترین شخصیت ها برای شروع ایفای نقش ، والدین، برادران ، خواهران و دوستان هستند. کودک از ایفای نقش آنان لذت برده و تجربه کسب می کند. در دوره ی دبستان بیشتر نقش معلمان را تقلید می کند، در حالی که در دوره ی نوجوانی از تقلید رفتار بزرگسالان دوری می کند و به تقلید رفتار همسالان می پردازد که این خود آغازی است برای هماهنگی و همسو شد با گروههای اجتماعی و ایفای نقش های واقعی زندگی.


۳- بـــازی های نمایشــــی : کودک در تقلید از بزرگترها از لباس و وسایل مخصوص آنها نیز استفاده می کند، مانند پسر کوچکی که کت پدر را به تن کرده، عینک او را به چشم می زند و یا دختر بچه ای که کفش پاشنه دار مادر را پوشیده و به زحمت راه می رود.


۴- بــــازی هـــــای نمــــادی: زمانی که کودک دستیابی به ابزار و وسایل مورد نیاز خود را غیرممکن می بیند، نیازها و آرزوهای خود را با استفاده از وسایل نمادین و از طریق بازی بیان می کند. برای مثال بر تکه ای چوب سوار شده، این طرف و آن طرف می رود، مانند این که سوار بر اسبی شده و آن را هدایت می کند. این نوع بازی ها یکی از بهترین شیوه های بازی درمانی محسوب می شوند.

۵- بــــازی های آمــوزشـــی : مهمترین وسیله آموزش کودک ، استفاده از وسایل بازی مناسب است، مانند مکعب های چوبی که کودک با جور کردن و دسته بندی کردن آنها می تواند با مسائل اساسی اما ساده و آسان ریاضی آشنا شود. از خانه ی کوچک اسباب بازی برای آشنا کردن کودک با واقعیت های موجود زندگی می توان استفاده کرد. بازی های آموزشی موجب تقویت حواس و رشد قوای ذهنی و اجتماعی کودک می شوند، به شرط آن که سعی کنیم کنترل اصلی بازی در اختیار کودک باشد و جهت و مسیر آن را او تعیین کند.


۶- بــــازی های خلاقیتـــــی : کودک از طریق به وجود آوردن چیزی، عقاید و احساساتش را اظهار می کند ، مانند نقاشی، موسیقی ، خمیربازی، شن بازی و یا استفاده از لغات که او را قادر می سازد تا در آینده داستان شعر و نمایشنامه بنویسد.

 

برگرفته از سایت تبیان

توسط : سید محمد موسوی گوکی


 
روانشناسی - نقش بازی - قسمت اول
ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

روانشناسی بازی

انسان نیاز به حرکت و جنبش دارد و بازی بخش مهمی از این نیاز است. هر فرد برای رشد ذهنی و اجتماعی خود، نیازمند اندیشه و تفکر است و بازی خمیر مایه این تفکر و اندیشه است. آمادگی جسمی و روحی برای مقابله با مشکلات بخشی از فلسفه ی بازی کودکان است، بنابراین، بازی هر چه گسترده تر، پیچیده تر و اجتماعی تر باشد کودک از مصونیت روانی بیشتری برخوردار می شود. کشف دنیای اطراف بخش دیگری از فلسفه بازی است که کودک حس کنجکاوی خود را از این طریق ارضا می کند. بازی تن و روان کودک را ایمنی می بخشد و مسؤولیتهای اجتماعی و اقتصادی را که در آینده باید بدون کشید به او می آموزد. کودک با بازی کردن موقعیتی بدست می آورد تا اعتقادات، احساسات و مشکلات خود را پیدا کند و مهارتهای زندگی را بیاموزد.\" رابرت وایت\" میگوید: «ساعات زیادی را که کودکان صرف بازی می کنند نمی توان به هیچوجه تلف شده تلقی نمود، بازی ممکن است شادی بخش باشد ولی در دوران کودکی یک کار جدی است ». بدون تردید بازی بهترین شکل فعالیت طبیعی هر کودک محسوب میشود. تعـــــریف بـــازی : به هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفداری که به صورت فردی یا گروهی انجام پذیرد و موجب کسب لذت و اقناع نیازهای کودک شود، بازی می گویند.

نقش بازی در رشـــد اجتماعـــی کـــودک:
موجب ارتباط کودک با محیط بیرون می شود و دنیای اجتماعی او را گسترش می دهد. موجب شکـــوفایـــی استعدادهای نهفته و بروز خلاقیت می شود. همکاری ، همیاری و مشارکت کــودک توسعه می یابد. با رعایت اصول و مقــــررات آشنا می شود. همانند سازی با بـــــزرگسالان را مـــــی آموزد. با مفهــــوم سلسله مــــراتب آشنا شده و آنــــرا رعایت می کند. رقابت را می آموزد و شکست را بطور واقعــــی تجربه می کند. قدرت ابراز وجود پیدا می کند و از ترس، کمرویـی و خجالت بیهوده رها می شود. حمایت از افــــراد ضعیف را مـــی آموزد.
نقش بازی در رشــد عاطفـــی کــــودک:
نیاز به بـــرتری جویــــی را ارضا می کند. موجب ابراز احساسات، عواطف ، ترس ها و تردیدها ، مهر و محبت ، خشم و کینه و نگرانی ها می شود. تمایل به جنگجویــی و ستیـــزه گــــری را کم می کند. « برون نگــــری» کــودک را افــزایش می دهد. نقش بـــازی در رشد جسمـــی کـــودک : مـــوجب رشد هماهنگ دستگاهها و اعضای مختلف بدن می شود. باعث تقویت حواس کــــودک می شود. نیـــرو و انرژی بدن را به بهتـــرین شکل مصرف می کند. کـــودک به تــوانمندی های فکـــری و بدنی خود آگاهـــی پیدا می کند.
نقش بــــازی در رشد ذهنــــی کـــودک :
در یادگیــــری زبان نقش بسزایــــی دارد. در رشــــد هـــوشــــی کـــودک بسیار مؤثــــر است. با مفاهیــــم ساخت، فضـــا و شکــــل آشنا مـــــی شــود. رفتــارهای هـــوشمندانه کـــودک تقویت می شود. موقعیت استفاده از قوه تخیل در کـــودک به وجود می آید. زمینه بهتـــــری بـــرای تفکــــر فـــراهم می کند. انــــواع بازی هـــا: کودکان روحیات متفاوتی دارند و با توجه به ویژگیهای خود، بازیهای مختلفی را تجریه می کنند.

برگرفته از سایت تبیان

توسط : سید محمد موسوی گوکی


 
چگونه در برابر خواسته های کودکانمان مقاوت کنیم؟ - قسمت آخر
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

آموزش محرومیت

موکول کردن خواسته ها به زمانی دیگر و یا صرف نظر کردن و چشم پوشی از آنها هر دو در ذهن کودک به معنای محروم شدن است. هر کودکی نیاز دارد زمانی که کوچک است، تا اندازه ای طعم محرومیت را بچشد. فهم وپذیرش این محرومیت به او اجازه خواهد داد تا با در نظر گرفتن حقوق دیگران، حقوق خویش را کسب کرده و خود را با قوانین اجتماعی وفق دهد تا در بزرگسالی بتواند در زندگی خانوادگی و حرفه ای خود، در برابر شکست ها و ناامیدی ها مقاومت کند. والدین کودک باید به اوکمک کنند تا این محرومیت ها را به آسانی بپذیرد.

پذیرفتن و تسلیم شدن به همه خواسته های کودک یک معنا دارد: اینکه شما فقط برای اینکه در خانه آرامش داشته باشید طبق میل کودک رفتار کرده اید و این بدترین خدمتی است که در حق او انجام می دهید. اگر هرگز به او "نه" نگویید کودک شما نمی آموزد که چگونه خواسته هایش را زمان دیگری مطرح کند م ناخوشایندی و ناراحتی ناشی از این محرومیت را بپذیرد. بنابراین در بزرگسالی او هیچگونه محدودیتی را نخواهد پذیرفت و به انسانی مستبد و خود محور تبدیل خواهد شد که برای پذیرفته شدن در یک جامعه مشکلات زیادی خواهد داشت.


 
چگونه در برابر خواسته های کودکانمان مقاوت کنیم؟ - قسمت سوم
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

او همه چیز را فورا می خواهد

آیا آنچه را کودک دیروز انجام داده، همان چیزی است که یک ساعت بعد انجام خواهد داد؟ این نکته هیچ معنا و مفهومی برایش ندارد او در لحظه زندگی می کند و به همین دلیل از نظر زمانی هیچ نشانه و علامتی ندارد تا بر اساس آن بتواند خواسته هایش را به تعویق بیندازد. اگر  فورا خواسته هایش را اجابت نکنیماو اینطور برداشت می کندکه هرگز به خواسته هایش نخواهد رسید. به علاوه نمی داندکه چگونه نیازهای واقعی خود را از تمایلاتش متمایز کند.

گاهی اوقات کودک با طلب کردن چیزی از شما قصد جلب توجه تان را دارد. زیرا شما احتمالا در ان لحظه که او می خواسته در کنارش نبوده اید و برای او وقتی نگذاشته اید. در حالی که او نیاز دارد لحظاتی را در کنار شما و با شما باشد. به عنوان مثال کودکتان در سوپر مارکت ماشین کوچکی را در دست کودک بزرگتر از خود دیده و برای او تصاحب آن ماشین حیاتی است، چون در نظرش تصاحب آن اسباب بازی او را بزرگتر و نیرومندتر می سازد. در واقع کودک این روش را پیش می گیرد تا محبت و عشق شما را جلب کند.


 
چگونه در برابر خواسته های کودکانمان مقاوت کنیم؟ - قسمت دوم
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

بر عقیده خود پابرجا بمانید

بیهوده است برای تصمیمی که یکبار گرفته اید و توضیح داده اید خود را توجیه کنید. به اوبگویید تصمیمی است که گرفته شده، همین. هرچه بیشتر با کودک جرو بحث بکنید او بیشتر روی خواسته هایش پا فشاری می کند. تسلیم عصبانیتش نشوید. محدودیت ها و ممنوعیت هایی که واضح و روشن هستند به او آرامش و اطمینان خاطر می دهد. اگر به سختی می توانید آرامشتان را حفظ کنید، از آنجا دورشوید. همیشه "نه" نگویید با مرتب تکرار کردن کلمه "نه" ویا "بعدا" در مخالفت افراط نکنید. با این کار از فرزندتان فردی می سازید که همیشه ناراضی و بی قرار است و محرومیت برای او نوعی شکنجه محسوب می شود.با بعضی از خواسته های کوچک او که باعث شادمانی اش می شود موافقت کنید و از شادی او لذت ببرید.

این موضوع امری طبیعی است که بسیاری از چیزهایی که در اطراف کودک ماهستند او را وسوسه می کنند. اما به این نکته توجه کنید که کودک بین سنین دو تا سه سالگی خیلی سخت می پذیرد که کسی درخواست هایشرا رد کند. دقیقا به همین دلیل است که باید "نه" گفتن را دانست و به آن عمل کرد. زیرا او در آینده نمی تواند هر چه را مایل است به دست آورد.

 


 
چگونه در برابر خواسته های کودکانمان مقاوت کنیم؟-قسمت اول
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

 

نیاز های اصلی او را رفع کنیم

به عنوان مثال او گرسنه یا تشنه است، یا خوابش می آید و یا اینکه در طول روز    شما را ندیده و نوازش و محبت شما را می خواهد. اگر شما در همان زمانی که کودک می خواهد نیازهای و خواسته های عاطفی او را رفع کنید، کودک احساس امنیت کرده و هنگامی که شما می خواهید امیال و خواسته هایش را به تعویق بیندازید، راحت تر به شما اعتماد خواهد کرد.

 

قوانین را پیشاپیش به او بگویید

قوانین از پیش تعیین شده به عنوان نشانه و علامت به کودک کمک می کنند. به عنوان مثال به او بگویید:" ما به سوپر مارکت می رویم. تو می توانی همه چیز را نگاه کنیاما من برایت اسباب بازی نمی خرم." یا " من تو را دوبار سوار چرخ و فلک می کنم. فقط دوبار." زمانی که او از شما چیزی می خواهد با آرامش و اطمینان قانون را یادآوری کنید.

 


 
حضور پر رنگ پدر تربیت فرزندان را بهتر می کند - قسمت آخر
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

الگوی مناسب

فرزند در مسیر رشد و شکل گیری شخصیت خود با افراد زیادی در ارتباط است و از آنها تاثیر می پذیرد.

چنان که پدر بتواند به گونه ای رفتار کند که فرزند جنبه هایمثبت و سازنده رفتارهای پدر را مشاهده کند، به سلامت زندگی فرزندش کمک کرده است.

کودک طرز حرف زدن، راستگویی، وفاداری، روابط اجتماعی، شیوه غذا خوردن، نشست و برخاست و دیگرفضیلت های اخلاقی را می تواند از پدر بیاموزد. به گفته خواجه نصیرالدین طوسی از طریق پدر است که فرزند تدبیر و کمالات نفسانی چون آداب، فرهنگ، هنر  و روش زندگی را که اسباب بقا و کمال نفس است را یاد می گیرد.


 
حضور پر رنگ پدر تربیت فرزندان را بهتر می کند - قسمت دوم
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

کاهش نقش پدر و تاثیر آن بر خانواده

از بررسی نتایج تحقیقاتی که در دهه آخر قرن بیستم در جهان انجام شده، مشخص می شود یکی از عوامل ضعف بعضی خانواده های امروز، کاهش نقش پدر خانواده است. در کودکانی که در غیبت پدر پرورش یافته اند، زمینه های بروز بزهکاری بیشتر دیده می شود و کودکانی که از تربیت و همراهی پدر در بازی و تفریح و سرگرمی برخوردار بودند، ضمن داشتن روابط عمیق تر با دوستان، دارای خود کنترلی و مهارت بیشتری در تبیین حالات هیجانی و تشخیص احساسات و عواطف دیگران بوده اند. پدرانی که دخالت بیشتری در تربیت داشته اند، فرزندانشان علاوه بر داشتن رفتار مسولانه، حس مسئولیت پذیری در رفتار خود داشته و کمتر از دیگران شانس و اقبال بد را به عنوان مشکلات رفتاری خود مطرح میکنند.

فرزندانی که پدرانشان به قدر کافی در تربیت آنان نقش داشته اند، دارای توانمندی بیشتریبرای خل مسئله ها، مهارتهای کلاسش زیاد و پیشرفت تحصیلی خوب بوده اند و در مقابل پسران نوجوان فاقد پدر، به راحتی دچار اضطراب و ناراحتی می شوند.

در خانواده هایی که حضور پدر کمرنگ یا وجودش بی تاثیر باشد، فرزند تمایل بیشتری به الگو گیری از رفتار مادر نشان می دهد و این امر مشکلاتی رابویژه برای پسران بوجود می آورد.

دختران در خانواده هایی که در آن مادر مسلط و پدر منفعل باشد، در دوره نوجوانی و بزرگسالی در ارتباط با مادران و تشکیل خانواده، بیشتر دچار مشکل می شوند.


 
حضور پر رنگ پدر تربیت فرزندان را بهتر می کند - قسمت اول
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

نقش پدر در تربیت فرزند

تربیت فرزندان نتیجه پذیرش مسئولیت تلاش و هماهنگی پدر و مادر است.

واگذاری تربیت فرزندان به مادر و خالی کردن میدان از طرف پدر به طور معمول، فرزندان را با مشکلات و اختلالات رفتاری غیر قابل جبرانی مواجه می سازد. صاحب نظران معتقدند اگرچه مادران در تربیت فرزندان مهارت بیشتری دارند، اما پدران در تربیت موثرترند.

براین اساس پدران باید در امر نگهداری، تربیت و رشد و شکوفایی شخصیت کودکان نقش و مشارکت داشته باشند. به طور معمول کودکان تصوری اغراق آمیز از پد دارند، او را بزرگتر، قوی تر و داراینیروز مضاعفیمی پندارند که اطلاعات کافی در هر زمینه ای و توانایی حل تمام مشکلات را دارد، او را کانون رفع نیازهای مادی، روانی، اجتماعی، عاطفی و ارتباطی و عامل امنیت خانه و خانواده می دانند.

این تصورات و توقعات، مسئولیت های بزرگ و تعیین کننده ای بر عهده پدران می گذاردو آنان را وا می داردکه در امر تربیت و چگونگی رشد و شکوفایی کودک مشارکت کرده و نقش ویژه ای داشته باشد. در خانه هایی که پدر فقط نقش نان آور دارد و فرزندان فرصت تعامل و همانند سازی با پدر را ندارند، متاسفانه از تربیت مطلوب خبری نیست.


 
روانشناسی قسمت آخر
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ آذر ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

از دیگران کمک بگیرید.

بعضی وقت ها داشتن فرزندی مسولیت پذیر به نظر سخت می آید و آنها زیر بار مسولیت نمی روند. تحت این شرایط لازم است تا والدین با مربیان فرزند خود یا یک مشاور با تجربه در ارتباط باشند.


 
مقاله روانشناسی - قسمت هفتم
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

مسولیت پذیری فرزندانتان را باور داشته باشید

باور کنید که کودکان آنگونه عمل می کنند که والدینشان به آنها ایمان دارند و اغلب آنها علاقمندند تا انتظارات والدین خود را برآورده کنند. بنابراین، گام اول این است که والدین بپذیرند که می توانند فرزندانی مسولیت پذیر داشته باشند حتی اگر چه بارها خلاف آن را فرزندانشان انجام داده باشد.


 
مقاله روانشناسی - قسمت ششم
ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

اجازه پول خرج کردن به کودک بدهید.

اجازه دهید فرزندتان از همان دوران کودکی روش پول خرج کردن و پسانداز کردن را بیاموزد و به این ترتیب او از همان سنین پایین مسئولیت پذیری در قبال پول خود را یاد می گیرد و اگر چه ممکن است کودک بارها در خرج کردن مرتکب اشتباه بشود و نا آگاهانه پول خود را خرج کند، اما تجربه ای که بدستمی آورد بسیار ارزشمنتر است از بهای آنچه که خرج کرده است.


 
مقاله روانشناسی- قسمت پنجم
ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

اهمیت مسولیت پذیری را گوشزد کنید.

برای فرزند خود داستان هایی تعریف کنید تا او بهتر معنی مسولیت پذیری را بفهمد.کسی را که فرزندتان به او بسیار علاقمند باشد، نمونه خوبی برای او محسوب می شود. برای مثال به کودک خود بگویید که پدربزرگ یا مادربزرگش چطور از وسایلش به خوبی نگهداری می کرده، یا اینکه همیشه وقت شناس بوده است. گاهی برای کودک مسئول بودن سخت به نظر خواهد آمد وقتی نمی داند آن مثل چه یا چه کسی است.


 
مقاله روانشناسی- قسمت چهارم
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ آبان ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

مسئولیت پذیری کودک را ببینید.

وقتی فرزندتان از انجام کاری که بر عهده اش گذاشته اید به خوبی بر می آید، او را مورد تشویق قرار بدهید، به خصوص اشاره کنید که حس مسئولیت پذیری او شما را چقدر شاد و راضی ساخته است. رضایت پدر و مادر احتمالا تشویق خیلی خوبی خواهد بود برای کودک تا به این رفتار ادامه بدهد.


 
مقاله روانشناسی کودک - قسمت سوم
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

 بگذارید کودک به اشتباهش پی ببرد

اگر فرزند بازیگوش شما بیشتر اوقات دستکش ها، جوراب و ... را گم میکند، اجازه بدهید تا خودش به تنهایی آنها را پیدا کند و به نتیجه این بی نظمی و بی دقتی پی ببرد. شاید فرزندتان مجبور شودبدون دستکش به مدرسه برود و دستانش از سرما قرمز شود، یا از دستکش کهنه و پاره قبلی خود استفاده کند؛ اصلا مهم نیست. اجازه بدهید تا مسئولیت حفظ و نگهداری داشته هایش را یادبگیرد، چنانچه از آن دسته والدینی هستید که بلافاصله به کمک فرزندشان می شتابند و برای او آنچه را که گم کرده است تهیه می کنند، باید بدانید این ظلم بزرگی که در حق فرزند خود مرتکب می شوید و تا زمان پیری و میانسالی بی مسئولیتی نسبت به همه چیز او و اطرافیانش را آزار خواهد داد و هرگز مسئولیت نابسامانی ها را به گردن نخواهد گرفت.


 
مقاله روانشناسی کودک - قسمت دوم
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

قسمت دوم: از جایزه برای تشویق کودک استفاده نکنید

زنان و مردانی که علاقه مندند حس درونی مسولیت پذیری کودک خود را رشد دهند لازم است ارزش و اهمیت آن را در رفتارشان به فرزندان خود نشان دهند. مادر همیشه همسرش را از اینکه مردی خوش قول است در مقابل چشمان تیزبین فرزندانش تمجید می کند و از او به خاطر مسئولیت پذیری اش در زندگی تشکر کند و همچنین مرد نیز از همسرش به خاطر تربیت و رسیدگی به فرزندان و برقراری آرامش در خانه و احساس مسئولیتش در قبال او و فرزندان قدردانی کند. در نتیجه کودک به ارزش مسئولیت پذیری پی می برد.


 
مقاله روانشناسی کودک - قسمت اول
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٩ : توسط : مریم ظرفساز بنیسی

 

کودکان را مسولیت پذیر بار بیاورید

تمام والدین دوست دارند فرزندانشان در بزرگسالی افراد مسولیت پذیری باشند، اما چطور می توان کمک کرد تا بچه ها از دوران کودکی درس های مهم و ارزشمند مسولیت پذیری را فراگیرند.

در 8 قسمت:

 

 

قسمت اول: وظایفی کوچک وساده بو کودک بدهید:

 

بچه ها میل شدیدی به کمک کردن دارند. حتی کودک دوساله نیز دوست دارد به دیگران کمک کند. کودکان قادرند کارهای زیادی انجام بدهند، اگر والدین به آنها اجازه دهند و صبور باشند، متوجه می شوند کودک دوساله اش چطور از عهده کار بر می آید. یک مادر آگاه اجازه تجربه کردن را به کودک خود می دهد و کارهایی را به او می سپارد، برای مثال ازکودک خود می خواهد اتاق خود را مرتب کند، یا اسباب بازی هایش را در قفسه بگذارد. به این ترتیب، اعتماد به نفس کودک خود را به درستی رشد می دهد و اشتیاق کودک خود را برایانجام کارهای بعدی تحریک می کند.